{عصر معماری،دانلود معماری،اخبار معماری،مستند معماری،معماری}

صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 



 
تبلیغات

اختتامیه اولین دوره مسابقه کشوری کوشک کاغذی

مسابقه کشوری کوشک کاغذیمسابقه کشوری کوشک کاغذی

مسابقه کشوری کوشک کاغذیمسابقه کشوری کوشک کاغذی


انجمن علمی معماری بوعلی با همکاری معاونت فرهنگی دانشگاه بوعلی سینا همدان مسابقه کشوری کوشک کاغذی در تاریخ یازدهم لغایت سیزدهم اردیبهشت ماه 93 در دانشکده هنر و معماری بوعلی همدان با 35 گروه از شهر هایی چون تهران, مشهد, اصفهان, ساری, سمنان, سبزوار, اراک, شیراز و همدان برگزار نمود.


مسابقه کوشک کاغذی که با هدف بسط و گسترش طراحی و ساخت دیجیتال بین دانشجویان معماری پایه های خود را بنا نهاد در برگزیدگان خود نیز شاهد بود که دو گروه اول و سوم طرح هایی پارامتریک و مبتنی بر مدل سازی با نرم افزارهایی چون گراس هاپر را ارائه داده بودند. گروه های شرکت کننده در زمانی حدود 23 ساعت فرصت داشتند سازه های خود را بسازند. تجربه ی ساخت سازه ها در یک محیط بنا به اذعان شرکت کننده گان از نقاط قوت مسابقه بود, در نهایت پس از تکمیل سازه ها داوری در دو بخش ایتم های داوری و بارگذاری ادامه پیدا کرد.


گروه داوری مسابقه که از سرشناسان معماری دیجیتال و اساتید با سابقه در حوزه های معماری اسلامی و فناوری معماری تشکیل شده بود بدین شرح می باشند:

· جناب دکتر محمدرضا عراقچیان( دکتری معماری از دانشگاه تهران, عضو هیئت علمی معماری دانشگاه بوعلی سینا)

· جناب دکتر صاحب محمدیان منصور ( دانشجوی دکتری معماری دانشگاه شهید بهشتی, عضو هیئت علمی معماری داشگاه بوعلی سینا)

· جناب دکتر اندجی گرمارودی ( دانشجوی دکتری معماری دانشگاه تهران, مدرس دوره های Fablab دانشگاه تهران و از نویسندگان کتاب معماری دیجیتال)

· مهندس امیرعلی امیراکبری ( کارشناسی ارشد از دانشگاه شهید بهشتی, مدرس دوره های FabLab در دانشگاه تهران)

· مهندس زوبین خبازی ( کارشناس ارشد در تکنولوزی های نوین در معماری از مدرسه معماری AA لندن)

· مهندس امیر رضاییان( دانشجوی دکتری دانشگاه تهران و مدرس هسته سیستم های هوشمند در معماری دانشگاه شهید بهشتی).

پس از داوری این عزیزان و گذر از مرحله ی بارگذاری برگزیدگان مسابقه جلوه نمودند. در مراسمی که در تاریخ سیزدهم اردیبهشت ماه در سالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری بوعلی با حضور تیم داوری, معاونت فرهنگی دانشگاه و رییس دانشکده هنر و معماری از برگزیدگان تقدیر به عمل آمد. گروه های برگزیده مسابقه بدین شرح می باشند:

گروه نخست:

· آقای سینا رضایی از دانشگاه مازندران

· آقای میلاد مهدی زاده از دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرستان نور

گروه دوم:

· آقای سید رسول مقیمی از دانشگاه بوعلی همدان

· آقای علیرضا زارعی از دانشگاه بوعلی همدان

· آقای مسعود خلعت پور از دانشگاه بوعلی همدان

گروه سوم:

· آقای آرمین اکبری از موسسه آموزش عالی خیام مشهد

· آقای حسن بهمنش از دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد

· آقای کامیار احمدی آذری از دانشگاه آزاد واحد مشهد

مسابقه کشوری کوشک کاغذیمسابقه کشوری کوشک کاغذی

مسابقه کشوری کوشک کاغذیمسابقه کشوری کوشک کاغذی

مسابقه کشوری کوشک کاغذیمسابقه کشوری کوشک کاغذی



بنای ما ادامه این مسابقه در سال های آتی برای ایجاد یک محفل برای علاقه مندان به معماری دیجیتال می باشند, امید است که بدین هدف نایل آییم.

"احسان عرب انواری دبیر اجرایی مسابقه"

همه عکسها در ادامه مطلب ...

مسابقه کشوری طراحی سردر دانشگاه میبد

انجمن علمی معماری دانشگاه هنر اصفهان با مشارکت بنیاد میبدی مسابقه ی کشوری طراحی سردر دانشگاه میبد (یزد) را برگزار می نماید.
به گزارش عصر معماری، انجمن علمی معماری دانشگاه هنر اصفهان با مشارکت بنیاد میبدی و اساتید محترم دانشگاه های اصفهان و یزد ، قصد برگزاری مسابقه ی کشوری طراحی سردر دانشگاه میبد (یزد) را دارد.

جهت ثبت نام ، نام و نام خانوادگی سرگروه به همراه تلفن همراه به ایمیل مسابقه ارسال گردد.

تمام اطلاعات مورد نیاز برای طراحی به همراه شرایط و ضوابط داوری ،بلافاصله پس از ثبت نام به ایمیل سرگروه ارسال خواهد شد.

شرکت دراین مسابقه برای افراد حرفه ای و دانشجویان آزاد است.
آخرین مهلت برای ثبت نام در مسابقه : 93/01/25
آخرین مهلت برای ارسال آثار : 93/02/25

ایمیل مسابقه : Anjoman@live.com
مسابقه کشوری طراحی سردر دانشگاه میبدمسابقه کشوری طراحی سردر دانشگاه میبد

امتحان ارشد،ارزیابی دانشجو یا بیلبورد طراح سئوال !

کارشناسی ارشد معماریکارشناسی ارشد معماری


آرونا به نقل از احمد پوراكبر یکی از کاربران سایت خود می نویسد:

هرساله اواسط بهمن ماه آزمون کارشناسی ارشد برگزار می شود، آزمونی که هدف آن می باید ارزیابی دانش و فهم کسب شده حاصل از چهارسال تحصیل در این رشته باشد تادر نهایت جواز ادامه تحصیل دردانشگاه را صادر کند.
اما این ارزیابی چقدر صحیح می تواند باشد و کدامین توانایی های دانشجویان مورد ارزیابی قرار می گیرد مسئله ای است که خود جای تحقیق و ارزیابی دارد. در این مقاله نگاهی اجمالی به نحوه ارزیابی آزمون رشته معماری-معماری می پردازیم با این نظر که دیگر شاخه های معماری هم کم و بیش شرایط مشابه ای دارند.
دروس فنی ساختمان
این بخش شامل تنظیم شرایط محیطی، تاسیات الکتریکی و مکانیکی ، ایستایی و سیستم های ساختمانی عناصر، جزییات و مصالح ساختمانی می شود . بخش اعظم سوالات مطرح شده تصاویری هستند که عیناً در کتابها و جزوات اساتید شناخته شده این رشته موجود هستند و داوطلب اگر تصاویر و اسم های موجود در کتاب ها و جزوات مربوطه را بخاطر سپرده باشد می تواند بیشتر سئوالات را پاسخ دهد و یا باحفظ کردن فرمول ها وضوابط برای پاسخگویی به بخشی از سئوالات کفایت می کند ، در کل شاید بتوان گفت برای پاسخگویی به سئوالات احتیاجی به دانش کسب شده در چهارساله گذشته نیست و داوطلبان می توانند با مطالعه منابع معرفی شده راه چهارساله را در چند ماه بروند! حتی اگر داوطلب این چهارسال رشته دیگری( بطور مثال برق،کامپیوترو...) خوانده باشد . دور از انتظار نیست که بهترین نتیجه در اکثر بخش ها برای داوطلبینی باشد که از توان حفظی بالاتری برخوردارباشند.
اما اینکه فهم هرچیزی ازبخاطر سپردن آن حاصل نمی شود امری بدیهی است ،اما طرح اینگونه سئوالات حفظی در درس فنی وفهمی آزمون معماری با چه هدفی صورت می گیرد را می توان با مطابقت منابع معرفی شده وسئوالات متوجه شد.در حقیقت داوطلب برای پاسخ صحیح زدن به سئوالات گزینه ای بجز مطالعه کتاب ها وجزوات طراح سئوال و یا شرکت در کلاس ایشان را ندارد.اینگونه طراحی آزمون غیر از سطحی کردن ارزیابی ممکن است باعث محرومیت عده ای از داوطلبینی شود که به هر دلیلی به این منابع دسترسی نداردهرچند که استحقاق قبولی در آزمون و ادامه تحصیل در دانشگاه را داشته باشند.
از جنبه دیگر جای پرسش است که آیا مولف این منابع یا طراح سئوال ، که بی شک خود مسلط بر اشکال و مفاهیم کتاب های تالیفی خود است، توانسته با اتکا به این اطلاعات دستاوردی در سازه،تاسیسات وتنظیم شرایط محیطی معماری جهان داشته باشد؟
واینکه مطالعه این منابع به چه میزان در شناخت خصوصیات وکارکرد مصالح ساختمانی می توانند نقش داشته باشد؟
در بخش تاریخ و مبانی نظری ،قسمت تاریخ از وزن بیشتری نسبت به بخش مبانی برخوردار است و غالب سئوال ها، داوطب را در مورد نام ها ، تصاویرمکان ها مورد پرسش قرار می دهد که جوابگویی به این پرسش ها مستلزم حفظ کردن تصاویر،نام مکان ها ، سبک ها وحتی افراد است . در حقیقت تفاوتی ماهیتی با امتحان تاریخ رشته های نظری ندارد.
در صورتیکه به نظرمی رسد برای یک معمار نحوه مواجه شدن معماران پیشین وهم عصر خود با معماری وشهرسازی وکسب تجربه ودرس گرفتن از آنها مهمتر از به خاطر سپردن اسم وآثارآنها باشد، وهمین طوردر مورد سبک ها ونظریه ها، آشنایی با نحوه چگونه نگریستن به معماری و جهان بینی مهم تر است تا بخاطر سپردن اینکه چه کسی کدام ایده را داده و درکدام سبک کار کرده. بی شک در هنگام آشنا شدن با بناها و راه حل معماران آنها با نام معمار بنا هم آشنا می شویم ،اما عکس این قضیه جای سئوال و تامل دارد ،دور از ذهن نیست که داوطلب با دیدن اینگونه سئوالات اهمیت بیشتری به حفظ کردن اسم ها بدهد تا فهمیدن و پیداکردن راه حل.
بطور کلی دررشته معماری به چه شکلی،به چه نحوی ،چگونه ،مهم تر از چه کسی ،چه تاریخی،کجا به نظر می رسد زیرا که حفظ کردن اطلاعات منجر به درست فکر کردن و تولید راه حل برای معماری نمی شود.ساختمان های بی اصول وبی هویت امروزکه بدون در نظر گرفتن موارد اقلیمی و فرهنگی ساخته می شوند هم گواه همین موضوع هستند که از گذشتگان نام ، شعارها وظواهر کارشان در معماری امروز ایران نمود داشته ، نه نحوه فکر کردن ومواجه شدن با شرایط.
آیا دانستن نام معمار مسجد جامع عباسی کمکی به فهم ما از معماری این مسجد و نگرش وراه حل معمارش می کند؟
و یا فهمیدن تفاوت مسجد جامع اصفهان وکرمان چه نتیجه ای برای معماری ومحیط آکادمیک معماری دارد؟
درک عمومی منظر هم از این قاعده مستثنی نبوده و بیشتر از داوطلب در مورد تصاویر، نام ها و تفاوت باغها و سبک ها پرسش می کند تا چرایی پیدایش باغ ها و راه کارها و نحوه برخوردمعماران با محیط پیرامون وطبیعت.
درک عمومی معماری
این قسمت شاید نزدیک ترین قسمت به حوزه سنجش فهم معمار باشد و با طرح سئوالاتی تجسمی و تحلیلی قسمتی متفاوت از دیگر بخش ها است با این حال در این قسمت هم گاهاً­ می توان سئوالاتی رو دید که عین جمله وعکس کتاب منبع مطرح شده وگزینه درست گزینه موجود در منبع است.
بدون شک اینگونه ارزیابی بصورت مستقیم باعث ضعیف شدن معماری کشورمی شود زیرا که سواد دانشجویان آینده معماری بیشتر بروی حفظیات است تا شناخت،فهم،ادراک ومهارت.
وبه دنبال آن باعث می شود معماران فردا معمارانی شوند که پایه داتش خود را با ورق زدن وکپی کردن وبخاطر سپردن مطالب کتابها، مجلات وسایت ها پی ریزی کرده باشند نه بر تفکر،­تجزیه وتحلیل.
یادمان نرود که دانشجویان امروز معماران ساختمان های فردا می ­شوند وساختمان های فردا سازنده انسان های فردا

جایزه معماری سال ۲۰۱۴ برای طراح خانه‌های مقوایی

شیگرو بان، معمار ژاپنی برنده جایزه معماری پریتزکر سال ۲۰۱۴ شد. این جایزه که هر سال اعطا می‌شود مهم‌ترین جایزه در رشته معماری به حساب می‌‌آید. بان به طراحی‌های مدرن و بشردوستانه خود معروف است.

شیگرو بانشیگرو بان


برای دومین سال متوالی یک معمار ژاپنی به نام شیگرو بان جایزه پریتزکر را از آن خود کرد. این معتبرترین جایزه در رشته معماری است.
تام پریتزکر، رئیس بنیاد پریتزکر گفت که شیگرو بان، معمار ژاپنی جهان را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کرده است. او در توضیح علت انتخاب بان برای این جایزه، کار این معمار ۵۶ ساله را ظریف و نوآورانه نامید.
رئیس بنیاد پریتزکر، شیگرو بان را همچنین به خاطر ارائه طرح‌های بشردوستانه ستود.
این معمار ژاپنی در طراحی سرپنا‌ه‌هایی در رواندا، هائیتی و فیلیپین از مواد غیر سنتی مانند مقوا همراه با راه و روشی خلاقانه استفاده کرده است.

ابراز حیرت شیگرو بان
شیگرو بان، معمار ژاپنی از انتخاب خود برای دریافت این جایزه ابراز شگفتی کرده است. او روز سه‌شنبه (۲۵ مارس/ ۵ فروردین) در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی "ان اچ کا"‌ی ژاپن گفت: «من قطعا فکر نمی‌کردم که برای چنین بردی مطرح شوم.»
جایزه پریتزکر از سال ۱۹۷۲ اعطا می‌شود. ارزش این جایزه ۱۰۰ هزار دلار است. فرانک گهری، رنزو پیانو و اسکار نیمایر از معماران برجسته دنیا از جمله برندگان پیشین این جایزه‌ محسوب می‌شوند.
شیگرو بان هفتمین هنرمند ژاپنی است که موفق به کسب این جایزه شده است. در ماه ژوئن قرار است در آمستردام هلند این جایزه به او اعطا شود.

جنبش خزنده هویت‌زدایی - ساناز افتخار زاده

ساناز افتخارزادهساناز افتخارزاده


ساناز افتخار زاده:
در حالی‌که یهودیان می‌کوشند با جعل سند هر طور که هست هخامنشیان یعنی بنیانگذاران ایران را به خود منتسب سازند، تاریخ ایشان از کتاب‌های درسی ما حذف می‌شود؛ در حالی‌که کتاب‌های معماری پرحاشیه از معمارانی چون لیبسکیند، آیزنمن، گهری، حدید و... در زادگاه خود ایشان هم به ندرت یافت می‌شود و هر ساله انبوه کتاب‌های اصل و کپی ایشان روانه بازار معماری ایران می‌شود.

ساناز افتخار زاده*: هنوز خاطره لشکرکشی اروپاییان به قاره‌های آسیا، آفریقا، آمریکا و اقیانوسیه برای برده‌گیری و استعمار فراموش نشده است.
با وجود آنکه در برابر چشم جهان جریان‌های موذی با برنامه‌های دقیق و طولانی‌مدت خود طرح تفرقه‌افکنی میان اقوام و مردم کشورها را می‌ریزند، سرزمین‌ها را به آشوب می‌کشند و با شعارهای فریبنده آزادی‌خواهی و دموکراسی‌طلبی در سایه می‌نشینند تا مستعمره‌های خاکی و فکری نوظهور برای تغذیه ایشان فراهم‌ آید هنوز عده‌ای خیال می‌کنند که استعمارگران صرفا شخصا سوار بر کشتی‌های قدیمی از راه می‌رسند، انگار نه انگار که امروز عصر رسانه است و سفینه آنها امروز همین جعبه سیاهی است که در خانه من و شماست و از راه دور کنترل می‌شود!
و اگر در خوش‌بینی غوطه‌وریم که حرص و طمع ذاتی آنها که خود را نژاد برگزیده می‌دانند برای تسخیر داشته‌های دیگران و تحقیر سایر ملل دنیا تمام شده است سخت در اشتباهیم!
استعمارگری اعتقاد ذاتی و نیاز ایشان برای تسلط بر جهان است. به معنای واژه استعمار دقت کنید: «تسلط مملکتی قوی بر مملکتی ضعیف به بهانه آبادکردن و رهبری مردم آن به سوی ترقی و در واقع به قصد استفاده از منابع طبیعی و نیروی انسانی افراد آن.»
به‌این منظور لازم است که همواره مردم آن کشور در فقری فکری و فرهنگی بمانند که نه هرگز بتوانند امور خود را به دست گیرند و نه پی به اهداف واقعی امپریالیسم ببرند.
امروزه استعمار سیاه جز در موارد ضروری به لشکرکشی‌های چندروزه نمی‌پردازد بلکه بسیار آسان‌تر یافته است که مردم هر منطقه را با کنترل آنچه خود آنها به آن راغب هستند یا می‌توانند راغب شوند به ابزاری برای نیل به اهداف خود تبدیل کند.
سیاست اصلی تصمیم‌گیران پس صحنه روندی کاملا ثابت و مشخص دارد: در گام نخست حمایت از روی کارآمدن کسانی است که بتوانند هر نوع تفکر، آزاداندیشی و رشد فرهنگی را مسدود کند. مثال بارز این رویکرد رژیم صدام حسین و دیگر نمونه‌ها در کشورهای عربی است که امروز به خاک و خون کشیده شده‌اند.
این دیکتاتور به نفع استعمار متفکران و فرهنگ دوستان را سر می‌برد، با سرکوب و ارعاب مردم را عقب مانده، در ترس و عقده نگه می‌دارد، منابع ملی و طبیعی را در اختیار اربابان قرار می‌دهد و با هزینه ملت خود همسایگان را نیز به جای سازندگی در وضعیت دفاعی و تلاطم فرو می‌برد. در حالی‌که به راحتی هرآن‌کس که تفکر می‌کند منزوی یا کشته می‌شود و کسی برای اعتلای فکر و فرهنگ باقی نمی‌ماند، هر زمان که از شدت خشم چشمان مردم کور شود تاریخ دیکتاتور به سر می‌رسد.
این زمان است که غرب حمایت خود را از او برمی‌دارد و با وجهه‌ای حق‌طلبانه و انسان‌دوستانه طرفدار دموکراسی و حقوق اقوام متخاصم و مردمی می‌شود که اکنون قادر به تشخیص مصلحت خود نیستند. با شورش‌های پیاپی و حتی دخالت مستقیم اربابان پیشین که منجر به نابودی کشور می‌شود، در حالی‌که مغرضانه و موذیانه انواع مصادیق تمدنی و فرهنگی مورد حمله و دستبرد قرار می‌گیرند، کشور در وضعیتی فرو می‌رود که سال‌ها از آنچه تحت یک دیکتاتوری بوده عقب‌تر می‌ماند.
اینجاست که از سویی همه به کمک خیرخواهانه! و انسان‌دوستانه غربیان محتاج و راغب می‌شوند و از سوی دیگر آرزوهای به ظاهر حق‌طلبانه مردم متفاوتی را که سال‌ها تحت ظلم و تبعیض تبدیل به آتشفشان‌هایی از خشم و کینه و نفرت و ناآگاهی شده‌اند به مقابله با یکدیگر و تجزیه کشور می‌کشاند و نتایج همه اینها نه رهایی به سوی آزادی و برابری و استقلال و آبادانی که تبدیل به مستعمره‌ای کوچک وابسته به امپریالیسم‌شدن است.
اما در سرزمین‌هایی چون ایران که مردم از فرهنگ و تعقل نبریده‌اند، با مسوولان کشور همکاری می‌کنند و تن به خشونت نمی‌دهند. استعمار برنامه خزنده و طولانی‌تری را طرح‌ریزی می‌کند: تفرقه‌افکنی و هویت‌زدایی.
به ‌این منظور ضمن آنکه بودجه‌های کلانی برای مسموم‌کردن اذهان اقوام مختلف از طریق نویسنده‌های جاعل و مزدور، ماهواره‌ها و انواع رسانه‌ها اختصاص می‌یابد، تلاش گسترده‌ای برای نفوذ در جریانات فرهنگی و هنری سرزمین صورت می‌گیرد؛ چراکه فرهنگ عامل پیوند مردم و حافظه جامعه است، با زدودن و تحریف آن دلبستگی مردم به سرزمین و ملت خود نابود می‌شود و زمینه تضعیف، تجزیه و نهایتا استقرار استعمار فراهم می‌آید.
این ترفند در کشورهای بی‌بنیه‌ای مانند مالزی و دوبی بدون مقاومت انجام می‌شود چون ایشان واقعا سابقه مستحکمی ندارند و به راحتی می‌توان گذشته‌شان را تحقیر و پایمال کرد اما در خاستگاه نخستین تمدن جهان بی‌شک این کار به راحتی ممکن نیست.
ایران تنها کشور این منطقه است که هرگز تن به استعمار نداده است. مردم این کشور می‌میرند اما حتی اگر اختلافات داخلی داشته باشند به بیگانه اعتماد نمی‌کنند.
پس نیل به هدف دشوار است اما ناممکن نیست. یکی از مهم‌ترین ابزار به ثمررساندن طرح خزنده هویت‌زدایی تاثیر بر معماری است.
معماری مهم‌ترین نماد تمدن و مصداق فرهنگی یک کشور است. اگر بتوان معماری کشوری را به طور مستقیم به دست گرفت یا در آموزش دانشگاه و رسانه‌های رنگین و بی‌تخصص معماری که از موهبت عدم‌حق مولف برخوردارند و در آنها می‌توان بر خلاف کشورهای دیگر جهان هر طرحی را از هر طراحی به رایگان اشاعه داد نفوذ کرد و نیز افرادی را که با نشخوار اظهارات معماران و فیلسوفان غربی دچار توهم خود بزرگ‌بینی می‌شوند، نوازش کرد. دژ مستحکم این ملت فتح می‌شود. چنانچه شاهدیم به چه سرعتی بافت و معماری و در نتیجه زندگی و افکار مردم شهرهایی چون تهران، اصفهان، مشهد و تبریز چنان از هویت تهی می‌شود که هرگونه مکان‌یابی، حس تعلق به سرزمین، تشابهات فرهنگی میان اقوام و پیوند به نسل‌های گذشته منهدم می‌شود.
برای تکمیل سناریو هرگونه اهمال، بی‌تخصصی و غرض‌ورزی مسوولان نیز به کار می‌آید: درحالی‌که کشور جعلی اسراییل در باستان‌شناسی که تنها رویکرد آن بازتعریف هویت است هرساله رتبه یک را نصیب خود می‌کند، در ناکارآمدی سازمان میراث فرهنگی ایران که باید تعریف‌کننده بنیان‌های فرهنگی این مردم باشد به خواب می‌رود و پژوهشکده‌اش ویران و باستان‌شناسانش متواری می‌شوند!
در حالی‌که یهودیان می‌کوشند با جعل سند هر طور که هست هخامنشیان یعنی بنیانگذاران ایران را به خود منتسب سازند، تاریخ ایشان از کتاب‌های درسی ما حذف می‌شود؛ در حالی‌که کتاب‌های معماری پرحاشیه از معمارانی چون لیبسکیند، آیزنمن، گهری، حدید و... در زادگاه خود ایشان هم به ندرت یافت می‌شود و هر ساله انبوه کتاب‌های اصل و کپی ایشان روانه بازار معماری ایران می‌شود.
از خود بپرسید، آیا می‌توان کارهای برترین تئوریسین معماری پیتر آیزنمن را که معتقد است:« معماری همواره یک عمل سیاسی است، همانطور که برای نازی‌ها، موسولینی و استالین بوده است، همواره کاری سیاسی باقی می‌ماند.» فقط در حد فرم‌پردازی‌های او بررسی کرد و ساده‌انگارانه از خطوط نیرو و جدول‌های مجازی که با سفسطه به بستر طرح ربط داده می‌شوند الهام گرفت؟
چرا معروف‌ترین جایزه معماری به نام و متعلق به خانواده پریتزکر است که نشریه فوربز از ثروت میلیاردی آنان خبر می‌دهد و مالک هتل‌های هیات در سراسر جهان و چندین مرکز تحقیقات و مراکز هنری و مراکز ویژه یهودیان است؟ چرا دقیقا در زمان جنگ عراق این جایزه به زاها حدید، معمار عراقی‌تبار اما فرم‌گرایی تعلق گرفت که آثار ساخته‌شده قابل توجهی نداشت؟
به ‌این وسیله چنان نفوذی پیدا کرد که حتی در تهران دو پروژه و نیز بزرگ‌ترین پروژه ساختمانی شهر یعنی فاز دو برج میلاد به او واگذار شد. چرا فرانک گهری یهودی به عنوان معمار هزاره معرفی می‌شود در حالی‌که آثارش به طور اتفاقی توسط دستیاران او با برنامه‌های رایانه‌ای تولید می‌شود و حتی خود او تسلطی بر فرم‌دهی به ساختمان‌هایش ندارد و اصولا اگر فرم‌های آن را 180 درجه تغییر دهید یا فشرده کنید، تغییری در ماهیت آن ایجاد نمی‌شود؟!
به چه دلیلی کارهای این معمار در ایران مورد نقد و بررسی و البته الگوبرداری قرار می‌گیرد در حالی‌که معماران ایرانی قوام‌الدین شیرازی را نمی‌شناسند؟! چرا دنیل لیبسکیند این رسالت را بر عهده دارد که در هر کشوری موزه یهودی بر پا کند که نقش مایه تولید فرم آن ستاره داوود باشد و سپس کژ و کوژترین و غیرانسانی‌ترین فضاها را به بستر طرح تحمیل کند و عده‌ای در ایران مقلد آثار او برای بناهای عمومی باشند؟
چرا اگر به هر دلیلی در جایی تصمیم گرفته شود که مجسمه‌هایی غیرانسانی چون کارهای گهری، لیبسکیند و زاها حدید بر پا شود خود این اشخاص شخصا باید تولید‌کننده آن باشند، در حالی‌که این کار نه‌تنها از عهده بسیاری معماران که از عهده نرم‌افزارهای رایانه به تنهایی ساخته است؟! آیا جز این است که این افراد شخصا به دلایل خاصی حمایت می‌شوند و کار آنها ارزش مستقل ندارد؟
به چه دلیل شرکت اتکینز انگلستان که افتخارش کوبیدن بزرگ‌ترین صلیب جهان (برج العرب) در قلب جهان اسلام است باید مشاور طرح سازه غول‌آسای پدیده در مشهد باشد که به کلی بافت و هویت مذهبی آن شهر را زیر سوال خواهد برد؟ چرا باید این مشاور در اصفهان پایتخت فرهنگی ایران مشغول اجرای بزرگ‌ترین طرح مجموعه اجلاس سران غیرمتعهد با طرحی نامتعارف باشد یا در تهران مشغول ارایه پروژه‌ای با نام ابن‌بطوطه پارس؟! و خیلی سر از پا نشناسند که مظاهر تجدد از دوبی به ایران نیز رسیده است.
آیا رواست که معماری به جای فضایی انسانی مانند برندهای مد لباس تبدیل به کالایی تجملی شود و نه هزینه شخصی که سرمایه ملی صرف آن شود؟ آیا جز این است که چنین طرح‌هایی به زیر سوال‌بردن فرهنگ و بافت هر مکانی است که در آن برپا می‌شوند؟ آیا معنازدایی از فرم جز از گسست فرهنگی و نابودی حس تعلق به سرزمین است؟ اگر این آثار چنین ارزشمندند چرا در فلسطین اشغالی نمونه‌ای از آن یافت نمی‌شود؟ چرا اشغالگران تا به این حد به دنبال تجسم معبد سلیمانی هستند که کسی آن را ندیده است و اثری از آن نیست و در ترسیم نقشه‌ها و جزییات آن برای به وجودآوردن سبک معماری چنین اغراق می‌کنند؟
در حالی‌که ما هرگز یک فیلم یا سه‌بعدی شایسته از این همه بناهای تاریخی خود نساخته‌ایم و هرگز درصدد شناختن آنها برنیامده‌ایم، درحالی‌که بزرگ‌ترین شهر خشتی جهان بم در برابر چشمانمان نابود شد و هرگز از خاک برنخاست، در حالی‌که خانه‌های قدیمی تهران به عنوان آخرین نمونه‌های هویتی شهر یکی پس از دیگری تبدیل به مراکز تجاری فولادی و شیشه‌ای می‌شوند. درحالی‌که پارسه در حال پوسیدن و نابودشدن است و محققان و استادان ما هنوز بر سر انکار معماری ایرانی و اسلامی مانده، با وجود این همه مدارک روشن‌تر از روز قادر به دسته‌بندی یا تدوین الگوهای مختلف معماری این سرزمین مقدس نیستند، یهودیان صدها فیلم و ماکت و تاریخ‌سازی درباره معبد خیالی سلیمان کرده‌اند که در زمین غصب‌شده از مسلمانان قرار دارد و از یک بنای موهوم شروع به جعل عناصر معماری چون ستون سلیمانی! و منتسب‌کردن یکسری ستون‌های شبیه به هم در سراسر عالم به ستون سلیمانی کرده‌اند تا در مرحله بعد در غفلت سایرین یک ستون را دلیل بر عظمت و نفوذ تمدن نداشته خود در سراسر جهان کنند در حالی‌که در سرزمین چندهزارساله ما معماران و روشنفکران در حال قلع و قمع اصالت هستند.
این ملت ملتی بود که از راحتی و رفاه گذشت، جنگید و شهید داد، تنها برای اینکه نمی‌خواست کمترین سایه‌ای از بیگانه بر خاک سرزمینش باشد. چه شد که پس از سی و اندی سال از آرمان‌های استقلال و آزادی چنان دلسرد شدیم که اوج قله آرزوی فرهیختگان و معماران سرشناسمان به جای برافراشتن نام ایران شد ساعتی گفت‌وگو و عکس‌گرفتن و در نهایت کرنش‌کردن به دفاتر پرشمار وابستگان به مخوف‌ترین استعمارگر جهان چون امثال زاها حدید، اتکینز، فوستر، BIG, RMJM! خواهید دید آنگاه که به دستان نامعماران خودی تحت هدایت معماران انگلیسی و یهودی فرهنگ و معماری ما از هم گسیخت، چگونه صحنه‌گردانان از پشت پرده به در آمده، با مصحفی از اسناد جعلی و آثاری که بر اساس آن ساخته شده است از اهمیت تاریخ و تمدن و فرهنگ و لزوم حفظ و ادامه آن در هنر و معماری سخن خواهند راند.
وای بر ما اگر امروز به خود نیاییم و در آرزوی دوبی باشیم که امروز به لکه ننگ اعراب و آیینه عبرت آنها تبدیل شده است. وای اگر خود ابزار این طرح خزنده جهانی برای گسست فرهنگی، هویت‌زدایی از شرقیان و مسلمانان، تخدیر مغزها و تخلیه کشورمان از مغزهای متفکر به مقصد آمریکا و مستعمرات بریتانیای کبیر شویم.


* معمار و پژوهشگر
قبلی بعدی
بالا
Architects: Trinhvieta-Architects Location: Hochiminh City, آشنایی با ساختمان داکوتا - آمریکا،ساختمان, آمریکایی, آکادمی, ادامه, اسکیس درک و بیان معماری, اهمیت روانشناسی در معماری مدارس،روانشناسی مدرسه در معماری،روانشناسی در معماری, به گزارش بى بى سى دولت چین برای پنج سال هرگونه ساخت و ساز بناهای دولتی را در این کشور ممنوع کرده است, تحقیقاتی, تصاویر, تمامی, تهران, توکیو, داموس, دانلود فیلم معماری،دانلود مستند معماری،دانلود مستند معماری اصفهان, در پی یک معماری خلاقانه, دکتر محمدرضا مجاهدی،معماران برتر ایران،بیوگرافی معماران ایران،بیوگرافی معمار, رنگ در معماری،رنگ در معماری،رنگ در معماری،رنگ در معماری،رنگ در معماری،رنگ در معماری, ساختمان, ساختمان تجاری HAZ, طراحی, عبدالعزیز فرمانفرماییان درگذشت, عکسها, فعالیت, كارگاه تخصصى مدرسه معمارى انجمن معمارى لندن در تهران اين بار با همكارى خانه هنرمندان و با تمركز بر ش, مانند, مخابراتی, مرحله سوم-دریافت کمک مالی, مشهور, معماری اسلامی، دغدغه شهرسازی, معماری شرق،تحولات،پیشرفتها, منحنی زیبا ..., مهدکودکی, می‌آید, نقش آجر در معماری مدرن, نمایید, هت‌گیری, پایتخت, کانادا, گلبرگ‌های

نمایش تمامی تگ ها
 

کاربر عزیز
جهت استفاده از تمامی امکانات سایت لطفا در آن عضو شوید
عصر معماری

 
 
مهندس رضا نورزی،معمار و آرشیتکت